تبليغاتX
سالار شهیدان

حضرت امير المومنين علي (ع)
تاريخ: 86/12/06 ساعت :12:47

:: حضرت امير المومنين علي (ع) ::

 

 وي فرزند ابو طالب بود. علي (ع) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود ,  علي (ع) به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان نزديک خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود

نخستين کسي که از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصيه و وزير من خواهد بود , تنها کسي که از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اکرم (ص) ايمان او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع) نخستين کسي است در اسلام که ايمان آورد و نخستين کسي که هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد

  علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدينه حجرت نمود و در شب هجرت نيز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند , علي (ع) در بستر پيغمبر اکرم (ص) خوابيده و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق وصيتي که کرده بود , امانتهاي مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پيغمبر را با دو زن ديگر برداشته به مدينه حرکت نمود

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و ان حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي را کنار نزد و يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در موقعي که ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد

علي در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که ان حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت پيامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود

هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود

علي (ع) در روز رحلت پيامبر اکرم 33 سال داشت و با اينکه در همه فضايل ديني سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود به عنوان اينکهود جوان است و مردم به واسطه خون  هاي که در جنگها پيشاپيش پيامبر اکرم (ص) ريخته با وي دشمنند از خلافت کنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از شوونات عمومي به کلي قطع شد وي نيز گوشه خانه را گرفته به تربيت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خليفه پس از رحلت پيامبر اکرم(ص) بود گذرانيده و پس از کشته شدن خليفه سوم مردم با ان حضرت بيعت نموده و به خلافت برگزيدند

آن حضرت در خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد سيرت پيامبر اکرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته اين اصلاحات به ضرر برخي از سودجويان تمام مي شد و از اين رود عده اي از صحابه که پيشاپيش آنها عايشه , طلحه ,  زبير و معاويه بودند خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بناي شورش و آشوب گري گذاشتند

آن حضرت براي خوابانيدن فتنه جنگي با عايشه و طلحه و زبير در نزديکي بصره کرد که به جنگ جمل معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفين معروف است و يک سال و نيم ادامه داشت و نيز جنگي با خوارج که در نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به اين ترتيب در ايام خلافت خود بيشتر مساعي آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلي بود و پس از گذشت زمان کوتاه صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتي خورده و در شب بيست و يکم همان ماه به شهادت رسيدند

 

حضرت را چونان مشعلي در تاريكي روزگار فرا روي خويش گيريم ودر پرتو نور آن گام برداريم

 

نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
دينداري نسل‌هاي قديم و جديد
تاريخ: 86/12/05 ساعت :9:23

 

دينداري نسل‌هاي قديم و جديد

تحليلي بر نگرش‌ها و گرايش‌ها ديني جوانان و نوجوانان

دكتر حسين‌سراج‌زاده- عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم

 آيا به راستي نگراني‌ها و دل مشغولي‌هايي كه درباره دينداري نسل جديد و جوانان و نوجوانان مطرح مي‌شود، جدي است؟ آيا به طور كلي جوانان تعلقات ديني دارند يا خير؟ اگر دارند به چه صورتي و اگر در مواردي اين تعلقات وجود ندارد در چه زمينه‌هايي است. در اين باره بر اساس شواهد، پاسخي اجمالي و نيز پاسخي تفصيلي مطرح خواهد شد.  در ابتدا لازم است اشاره كنم موضوع دينداري يا اصولاً پرداختن به بحث ديندار بودن يا نبودن جامعه يا افراد، بحثي است كه از جهت سابقه به دهه‌هاي 1950و 1960 در آمريكا باز مي‌گردد. درست با همان دغدغه‌هايي كه امروز ما با اين سؤال روبرو هستيم، در آنجا هم متخصصان رشته جامعه‌شناسي، پژوهشگران اجتماعي و گاهي هم مديران به اين موضوع مي‌پرداختند. مي‌دانيم كه جامعه آمريكا جامعه‌اي با سنت‌هاي ديني قوي بود و كماكان هم چنين است. در اين جامعه با تحولاتي كه رخ داده بود و بر اثر صنعتي شدن فزاينده و مدرن شدن هر چه بيشتر و مهاجرت‌هاي وسيع و مجموعه تحولات اقتصادي - اجتماعي، مدرنيته‌اي عظيم شكل گرفت. در نتيجه، اين سؤال پيش آمد كه مدرنيته با ايمان چه خواهد كرد؟ آن را تقويت مي‌كند و يا تضعيف؟ مردم ديندارتر شده‌اند يا برعكس؟ عمدتاً نيز جامعه‌شناسان ديني كه سابقه كار در كليسا و دغدغه‌هاي مذهبي داشتند به اين موضوع پرداختند.

اين موضوع، مقدمه بحث‌هايي شد كه حدود دو دهه در ميان صاحبنظران علوم اجتماعي و جامعه‌شناسان و تا حدي روانشناسان وجود داشت. اين مطلب كه سنجه‌هاي دينداري چيست؛ آيا مي‌توان سنجه‌اي براي دينداري ساخت؛ چه سنجه‌اي بايد ارائه شود كه براساس آن بتوانيم در مورد دينداري افراد و جامعه قضاوت كنيم؟ توجه به اين موضوع در دوره‌اي افول پيدا كرد اما بار ديگر از دهه 1980 به خصوص اواخر 1980 به بعد دوباره موضوع دينداري و سنجش گرايش‌هاي ديني، هم در مغرب زمين و هم در جوامع ديگر به طور جدي مطرح شد و جامعه‌شناسان دين هم به آن پرداختند.  بر اثر تحولاتي كه رخ داده بود، اين ذهنيت كه "دين موجود فعالي در صحنه اجتماع نيست" به تدريج با سؤالاتي جدي روبرو شد و كساني كه نظريه‌هاي سكولار شدن را مطرح كرده بودند، درستي اين نظريه را زير سؤال بردند. معروف‌ترين آنها، يكي از جامعه‌شناسان آمريكا به نام برگر است كه آثاري از او به فارسي هم ترجمه شده است. او در دهه‌هاي 1960 و 1970 در شمار نظريه‌پردازان برجسته نظريه سكولار شدن بود و استدلال مي‌كرد كه مدرنيته به سكولار شدن هر چه بيشتر جامعه منجر خواهد شد.

اما از دهه 80 به بعد آرام آرام اين موضوع زير سؤال رفت و در 1997 وي ابتدا مقاله‌اي در يك سمينار ارائه كرد كه چندي بعد، آن را در كتاب "افول سكولاريزم" بسط داد.(1) در آنجا صريحاً به اين موضوع اذعان كرد كه تصور پيشين ما درست نبوده و امروزه دنيا و جامعه - به غير از استثناهايي - همان قدر ديني است كه در گذشته بوده است. اگر بخواهيم وارد اين بحث شويم كه آيا واقعاً براي دينداري مي‌شود سنجه‌اي ارائه كرد و بر اساس معرف‌هايي در مورد دينداري قضاوت كرد يا خير؟ بحث بسيار پردامنه‌اي فرا روي ماست. به عبارت ديگر بحث‌هايي كه در اين زمينه وجود دارد به چند دليل عمده به سرانجامي نرسيده است. يكي از دلايل اين است كه درباره تعريف دين اجماع وجود ندارد، در نتيجه  قضاوت درباره دينداري افراد و جوامع بسيار مشكل است.  با وجود اين مي‌توان معيارهاي قابل قبولي براي دينداري ارائه كرد. به هر حال هر ديني همراه است با مجموعه‌اي از اعتقادات و محوري‌ترين اعتقادات دراين زمينه اعتقاد به وجود خداوند و نقش خداوند در هستي است. براساس گفت‌و‌گوهايي كه فقهاي ما مطرح مي‌كنند نيز شروع دينداري، اعتقاد به خداوند است. اين موضوع معياري است براي رسيدن به اين سؤال كه گروه خاصي كه مورد نظر ما هستند دينداريشان تا چه حد است؟

دوم اينكه هر ديني با مناسكي همراه است و در مورد اسلام انجام فريضه نماز يكي از محورهاي مهم در دينداري است. اگر همين دو محور را در نظر بگيريم بايد ببينيم كه يافته‌هايي كه براساس تحقيقات پيمايشي صورت گرفته از چه چيزي حكايت مي‌كنند؟ آيا اين يافته‌ها حاكي از اين است كه ما با نسلي بي‌اعتقاد روبه‌رو هستيم يا خير؟ از اوايل دهه 70 به تدريج اين سؤال در جامعه ما مطرح شد كه دينداري چگونه است؛ و اين موضوع منجر به انجام پژوهش‌هايي پيمايشي شد. ابتدا در سطح دانش‌آموزان و دانشجويان و اخيراً براساس پژوهش‌هايي كه وزارت ارشاد انجام داده(2) سؤال‌هايي در مورد دينداري در سطح كل جامعه مطرح شده است. در اين باره به كاري كه اخيراً  آقاي  طالبان  انجام  داده اشاره مي‌كنم.(3)

در اين كار حدود 12 پژوهش پيمايشي كه بيشتر در مورد دانش‌آموزان و نيز دانشجويان بود، بررسي شده‌اند. در مورد اعتقاد به خداوند هم به اين نتيجه رسيده‌اند كه حداقل بيش از 90 درصد  از پاسخگويان به نوعي اظهار داشته‌اند كه به خداوند اعتقاد دارند و درصد كساني كه اظهار بي‌اعتقادي به خداوند كرده‌اند، كمتر از 10 درصد بوده است. در مورد مناسك فردي هم به همين ترتيب بوده است، به خصوص اگر نماز را معرف مناسك فردي در نظر بگيريم، كساني كه اظهار داشته‌اند به ندرت نماز مي‌خوانند يا اصلاً نماز نمي‌‌خوانند در بيشترين حالت 20 درصد  بوده‌ كه اين رقم هم فقط در يكي از پژوهش‌ها به دست آمده است. حدود 10 درصد  گفته‌اند اصلاً نماز نمي‌خوانند يعني حدود 80 تا 90 درصد به نوعي نماز مي‌خوانند. "اصلاً نمازنخواندن" به تعبيري كه در ادبيات ديني ما هست معرف فرد تارك‌الصلوه است. به اين ترتيب و به اجمال نتيجه مي‌گيريم ، به راحتي و با قاطعيت نمي توان عنوان كرد كه جوانان يا نسل جوان ديندار نيستند و يا التزام و تقيد ديني ندارند، زيرا يافته‌هاي پژوهشي همه مغاير اين ادعا هستند. اما اگر موضوع دينداري جوانان را بخواهيم به تفصيل مورد توجه قرار دهيم، تحقيقات زيادي وجود دارد. يكي از كارهايي كه در مورد دانش‌آموزان در سال 1375 انجام شده است، كاري است كه در مجله نمايه پژوهش تحت عنوان "دينداري نوجوانان تهراني و دلالت‌هاي آن براي نظريه سكولار شدن" آمده است، و چون در مورد گذشته است به آن استناد نمي‌كنم.(4) كارهاي مشابهي را آقاي طالبان انجام داده كه در برخي از مجلات چاپ شده است،(5) اما يافته‌هايي را كه مطرح مي‌كنم در مورد دانشجويان است و تحقيق نسبتاً جديدي است كه در حال انتشار است. تحقيق در سال 1380 در 20 دانشگاه كشور با نمونه 1522 نفره با نمونه‌گيري تصادفي انجام شده است.(6) يافته‌هايي كه بيان مي‌شود گرچه دانشجويي است ولي با يافته‌هاي دانش‌آموزي نيز قابل مقايسه است.

ابتدا از هويت ديني صحبت كنيم و اينكه اين افراد چه‌قدر داراي هويت ديني هستند و خودشان را ديندار معرفي مي‌كنند. در اين زمينه سؤال اول اين بوده‌ است كه به عنوان يك مسلمان به مسلمان بودن خود چه قدر افتخار مي‌كنيد؟  كساني كه پاسخ بسيار افتخار مي‌كنم يا كاملا افتخار مي‌كنم و افتخار مي‌كنم داده‌اند 82 درصد  بوده‌اند و كساني كه اظهار نوعي نارضايتي كرده‌اند درصد ناچيزي بوده‌اند.  سؤال دوم در مورد ميزان مذهبي بودن خود و خانواده آنهاست و پاسخ‌هاي آنها از اين جهت جالب است كه خود آنان هويت ديني و ميزان تقيد ديني خود را مشخص كرده‌اند. البته پاسخ در يك طيف 10 قسمتي بوده است. آنهايي كه خودشان را از نظر مذهبي ضعيف يا غيرمذهبي تعريف كرده‌اند 16 درصد  بوده‌اند. در مورد پدر و مادر هم به همين ترتيب يعني آن‌هايي كه پدر خودشان را غير مذهبي يا از نظر مذهبي ضعيف تعريف كرده‌اند 11 درصد بوده‌اند. تفاوت ميزان مذهبي بودن پدر و مادر با انتظارات و توقعات ما همخوان است. در مورد خود افراد درصد‌ها نشان دهنده اين است كه دين در تعريف هويت اين‌ها نقش مهم و تعيين كننده‌اي دارد.

درچارچوب هويت ديني وقتي كه از اهميت نقش خداوند در زندگي صحبت شده، 80 درصد  آن را بسيار مهم دانسته‌اند و 13 درصد  نيز آن را مهم ارزيابي كرده‌اند.  نكته ديگري كه به درك هويت ديني افراد كمك مي‌كند، اين است كه بدانيم آنها  در عين اين كه خود را ديني تعريف مي‌كنند، چه نوع ديني مورد علاقه  آن‌‌هاست و يا هويت ديني خود را با چه نوع از انواع دين كه مي‌شناسيم همخوان و هماهنگ مي‌دانند. 43 درصد  خود را مسلمان عادي تعريف كرده‌‌اند، 28 درصد  نوانديش، 16 درصد  انقلابي و 5/2 درصد  شناسنامه‌اي. اگر "مسلمان شناسنامه‌اي" را نشانه كمترين علاقه به دين و مسلماني بگيريم، مي‌بينيم كه درصد ناچيزي هستند. نكته جالب ديگر اين كه آن دو نوع (نوانديش و انقلابي) كه معرف دو نوع دينداري ايدئولوژيك در جامعه ماست، كمتر از نصف افراد را در برمي‌گيرد و حدود 43 درصد  خودشان را مسلمان عادي مي‌دانند. آنچه تاكنون مرور شد به خوبي نشان مي‌دهد كه گروه دانشجويان كه بسيار متهم هستند به اين كه گرايش‌هاي ديني‌شان كم است، به ميزان قابل توجهي هويت خودشان را با دين و دينداري پيوند مي‌دهند.

در مورد دينداري بحثي مطرح شده كه دينداري ابعادي دارد و جلوه‌هاي اين ابعاد و التزام و پايبندي افراد به دينداري در همه اين ابعاد به يك ميزان و صورت نيست. يكي از تقسيم‌بندي‌هايي كه خيلي هم مورد استفاده قرار مي‌‌گيرد، تقسيم‌بندي گلاك و استارك است كه براي دين چهار وجه مطرح مي‌كنند، به اين صورت كه هر دين صرفنظر از مضمون آن، داراي  يك بعد اعتقادي است، همچنين مناسكي دارد (مناسك فردي و جمعي) و بر محور آن موجود يا موجودات مقدسي كه در دين معرفي مي‌شوند عواطف و احساساتي در پيروان آن دين ايجاد مي‌شود. وجه چهارم پيامد يا كاربست مضامين ديني در زندگي روزمره يا جلوه‌هاي اجتماعي باورهاي ديني و احكام و قواعد ديني در زندگي روزمره است.(7) اگر به اين چهار بعد توجه كنيم، براساس كارهاي صورت گرفته (كه مي‌توان گفت جهاني است) در دو بعد اعتقادي و عواطف و احساسات ديني ميزان تقيد و التزام ديني بسيار بالاست. در مورد عواطف و احساسات ديني مي‌توان به احساس نياز به خدا، ترس از خدا، توبه و احساس معنوي كه با حضور در برخي از اماكن ديني مثل امامزاده‌ها و حرم‌ها صورت مي‌گيرد، اشاره كرد. در اين زمينه‌ها اطلاعاتي كه وجود دارد نشان‌دهنده اين است كه در دو بعد اعتقادي و تجربي ميزان التزام و پايبندي ديني خيلي بالاست. در مورد اعتقاد به خدا، كاملاً موافق و موافق 97 درصد؛ قرآن كلام خدا و راهنماي سعادت بشر است 95 درصد  كاملاً موافق و موافق، روز جزا و بهشت و دوزخ حقيقت انكارناپذير است 91 درصد،  ظهور امام مهدي(عج) و اين كه اين يك وعده تخلف‌ناپذير الهي است 88 درصد. در بعد تجربي هم اگر نگاه كنيم اين كه همواره خدا را حاضر و ناظر در زندگي مي‌بينند 87 درصد  موافق بودند. اين كه گاهي اوقات از خداوند براي جبران بعضي از خطاها كمك خواستند 80 درصد  نظر موافق داده‌اند. بنابراين، تحقيقاتي كه در ايران و حتي در كشورهاي ديگر انجام شده نشان مي‌دهد دو بعد عقايد ديني و عواطف و احساسات ديني در اكثر افراد جامعه وجود دارد و به اين ترتيب با توجه به ميزان تعلق و دلبستگي افراد به دو بعد اعتقادي و تجربي نمي‌توان نتيجه گرفت كه گرايش ديني افراد كم شده است.

اما وقتي كه به ابعاد مناسكي نظر مي‌كنيم، دو تفكيك وجود دارد: يكي مناسك فردي است و ديگر مناسك جمعي. در مورد مناسك فردي آماري كه وجود دارد نشان‌دهنده التزام و تقيد بالايي است. 71 درصد  دانشجويان گفته‌اند هر روز نماز مي‌خوانند. 10 درصد  آنها نيز گفته‌اند بيشتر روزها و تنها ده درصد گفته‌اند به ندرت يا اصلاً نماز نمي‌خوانند. 73 درصد  دانشجويان گفته‌اند همه روزهاي ماه رمضان را روزه مي‌گيرند و اين نشان‌دهنده اين است كه در بعد مناسك فردي هم وضع غيرمتعارفي وجود ندارد.  اما در مورد مناسك جمعي يعني شركت در نماز جماعت وضع كاملاً متفاوت است. نسبت كساني كه اظهار داشته‌اند به ندرت در نماز جماعت شركت مي‌كنند يا اصلاً شركت نمي‌كنند 57 درصد  بوده است. در مورد نماز جمعه اين رقم به حدود 85 درصد  مي‌رسد. يك تحقيق دانش‌آموزي هم كه در سال 75 انجام شده بود به همين يافته‌ها دست پيدا كرده بود، يعني در مورد نماز  جمعه حدود 90 درصد  گفته بودند اصلاً شركت نمي‌كنند يا به ندرت شركت مي‌كنند. در نماز جماعت درصدي پايين‌تر از اين گفته بودند شركت نمي‌كنند ولي نسبت‌ها در همين حدود بود.  اين جا تفسيري كه وجود دارد اين است كه تفاوتي بين مناسك جمعي و فردي وجود دارد و درمورد كاربست باورهاي ديني در زندگي روزمره نسبت‌هاي التزام‌ و تقيد كمتر مي‌شود اما نه به آن ميزاني كه بسيار نگران كننده باشد. مثلاً در مورد امر به معروف و نهي از منكر به عنوان يكي از جلوه‌هاي حضور دين در زندگي اجتماعي،  نسبت كساني كه با اين امر موافق بوده‌اند به 60 درصد تقليل پيدا كرده است. با اين عبارت كه روابط اجتماعي بايد براساس دين تنظيم شود، حدود 60 درصد  موافق بوده‌اند. در واقع  در مقايسه با بعد اعتقاد و عواطف و احساسات كه 80 تا 90 درصد در آن مشاركت دارند، در بعد پيامدي به درصدهاي پايين‌تري مي‌رسيم و مي‌توانيم چنين نتيجه بگيريم كه در دو بعد لطيف‌تر دين كه به آن جنبه‌هاي فردي‌تر و عواطف و احساسات و عقايد برمي‌گردد و تا حدي هم مناسك فردي، با ميزان بالايي از تقيد و التزام روبرو هستيم. اما در دو بعد مناسك جمعي و كاربست دين در زندگي روزمره با ميزان‌هاي پايين‌تري از تقيد و التزام به دين مواجه مي‌شويم.

به دو يافته ديگر در تحقيقات تجربي اشاره مي‌كنيم. اول مقايسه‌اي است بين سال 53 و سال 79. سال 53 اولين تحقيق از نوع پيمايش‌هاي ملي در سطح كشور، به وسيله مرحوم علي اسدي انجام شد و قرار بود هر پنج سال يك بار تكرار ‌شود كه متوقف ماند.(8) و آن چيزي كه اكنون در وزارت ارشاد به نام پيمايش ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان در حال انجام شدن است به نوعي سنگ بنايش در سال 53 گذاشته شده است هر چند كه ابعاد طرح فعلي بسيار وسيع‌تر است. تحقيق سال 53 در واقع تنها پژوهش پيمايشي است كه حاوي اطلاعاتي درباره ويژگي‌هاي اجتماعي جامعه ايران در آن دوره است و انصافاً مجموعه خوبي است و نشان مي‌دهد كه در آن دوره كار علمي و كارشناسانه خوبي انجام شده است.  در مورد نماز بد نيست كه بين يافته‌هاي‌ آن سال و سال 79  مقايسه‌اي صورت گيرد. در مورد نماز خواندن در سال 53، كساني كه اظهار داشته‌‌اند هميشه نماز مي‌خوانند 80 درصد  بوده‌اند. سال 79 نيز كه اولين موج پيمايش ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان انجام شده  تقريباً همين نسبت وجود دارد يعني كساني كه هميشه نماز مي‌خوانده‌اند كمي بيش از 80 درصد  بوده‌اند. در هر دو سال مورد نظر از نظر انجام نماز به عنوان يك فريضه فردي، تغييري در جامعه ديده نمي‌شود. اما تفاوت چشمگيري در مورد نماز جماعت ديده مي‌شود. كساني كه اظهار داشته‌اند هميشه در نماز جماعت شركت مي‌كنند در سال 53، 26 درصد  بوده‌اند اما در سال 79به 6 درصد  تقليل پيدا كرده‌اند. مقايسه اين دو مقطع از يك جهت جالب است: در سال 53 دولتي حاكم بر جامعه است كه همه هدفش معطوف به مدرنيزاسيون غربي است و تأكيد ويژه‌اي بر سكولار كردن جامعه دارد. اين موضوع اگر چه آشكارا تبليغ نمي‌شد اما در عمل اين برنامه‌ها دنبال مي‌شده است. اما سال 79 برعكس است. يعني دولتي در جامعه حاكم است كه تلاش خود را بر ديني كردن هر چه بيشتر جامعه معطوف كرده است. در مورد انجام فريضه نماز دريافتيد كه از لحاظ فردي هيچ تغييري رخ نداده است. اما در مورد نماز جماعت دقيقاً افتي رخ داده است كه جاي بررسي و تحقيق دارد.

مسئله ديگري هم در مورد تفاوت جوانان و بزرگسالان وجود دارد. بين جوانان و بزرگسالان چه تفاوت‌هايي وجود دارد؟ اين تفاوت را فقط براساس تحقيقات پيمايش ملي مي‌توانيم بررسي كنيم. براي مقايسه دينداري جوانان و بزرگسالان گروه سني 24-15 و 55 به بالا را براساس يافته‌هاي طرح ملي ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان مقايسه مي‌كنيم. 58 درصد گروه سني 15 تا 24 سال اظهار داشته‌‌اند هميشه نماز مي‌خوانند كه در گروه سني 55 سال به بالا اين عدد به 87 درصد  مي‌رسد. در مورد نماز جماعت و جمعه هم همين تفاوت تا حدي وجود دارد. به عنوان مثال 56 درصد  افراد در رده سني 15 تا 24 سال اظهار كرده‌اند به ندرت در نماز جماعت شركت مي‌كنند و درگروه سني 55 سال به بالا 41 درصد  چنين نظري داشته‌اند. در مورد نماز جمعه نيز آنهايي كه گفته‌‌اند به ندرت شركت مي‌كنند در گروه سني 24-15، 83 درصد  و در گروه سني 55 سال به بالا 67 درصد  بوده‌اند. بقيه موارد هم به همين ترتيب است يعني تفاوتي حدود 20 درصد وجود دارد. (البته آيتم‌هاي متفاوت كم و زياد مي‌شود) اين تفاوت را چگونه مي‌شود تحليل يا ارزيابي كرد و دلالت اين امر براي نظريه سكولار شدن چيست؟ يافته‌هايي كه در مورد دينداري وجود دارد، به عنوان پديده‌اي جهاني، تفاوت بين گروه‌هاي جوان و بزرگسال را نشان مي‌دهد. (اين تفاوت در جاهاي مختلف كم و زياد مي‌شود) يعني جوان‌ترها كمتر التزام، تقيد، باور و اعتقاد به دين دارند تا بزرگسال‌ها. براي اين تفاوت دو تبيين مي‌توان مطرح كرد. برخي اين تفاوت را ناشي از تفاوت سني مي‌دانند يعني به تعبيري قائل به اين هستند كه نسل جوان در اين وضعيت باقي نخواهد ماند. پايين‌تر بودن اعتقاد ديني به اين علت است كه در سنين جواني هستند و وارد سنين ميانسالي و بزرگسالي كه مي‌شوند به تدريج به سمت عواطف و احساسات ديني و مناسك ديني روي مي‌آورند.  اين تفاوت ناشي از چرخه زندگي و طبيعي است و همواره وجود هم دارد، اما اينها نسل بزرگسال خواهند شد و اعتقادات ديني آنها مثل اعتقادات بزرگسالان امروز خواهد شد.

برخي هم مي‌گويند اين تفاوت نشانه تغيير در زمانه است، يعني جوانان امروز، نسلي هستند كه متفاوت با بزرگسالان خود جامعه‌پذير شده‌اند. شايد وقتي به سن بزرگسالي برسند علائق و عواطف ديني بيشتري پيدا كنند، اما به هر حال هيچ وقت مثل بزرگسالان امروز نخواهند شد.  به نظر مي‌رسد كه بايد هر دو تبيين را تا حدودي قبول كرد يعني هر دو عامل، تأثيرگذار هستند. اما اگر به يافته‌هاي قبلي توجه كنيم، اين تفاوت كمتر در عرصه باورها و عواطف و احساسات ديني ديده مي‌شود. يعني براساس ديدگاهي كه "برگر" هم مطرح مي‌كند، دين به نيازي در بشر پاسخ مي‌دهد كه هيچ نهاد و پديده ديگري نمي‌تواند به اين نياز پاسخ دهد و آن به نوعي معنا بخشي است به زندگي و آمادگي ايجاد كردن در افراد براي مواجهه با پديده‌هايي كه ناكامي‌هاي بزرگ به همراه دارد، به خصوص پديده مرگ. در واقع كاركرد بزرگ و اصلي دين را در اين عرصه مي‌دانند و اين امر نيازي اصيل و جاودانه براي بشر است. تا زماني كه ساختار رواني بشر اين چنين است كه هست و بعيد هم هست كه در آينده نزديك اين ساختار رواني تغيير كند، اين موارد جزو  نيازهاي اصيل بشر هستند و اين نيازها را افراد در اعتقادات و مناسك تا حدي فردي و عواطف و احساسات خاص مي‌توانند پاسخ دهند. در نتيجه شما عليرغم اينكه مي‌بينيد در حوزه مناسك فردي مثل تقيد به نماز به صورت فردي از سال 53 تا 80 تغييري ديده نمي‌شود، اما در حوزه مناسك جمعي تغييراتي ديده مي‌شود و با كاهش انجام مناسك جمعي رو‌به‌رو هستيم.  اما آن بخشي كه به عواطف و احساسات باز مي‌گردد و تا حدي هم ممكن است جلوه‌هايي در روابط اجتماعي پيدا كنند، بازنماي نياز اصيل و غيرقابل چشم‌پوشي در همه افراد است. به همين دليل در همه جوامع حتي جوامع غربي هم (مثل جامعه آمريكا كه در وضعيت "فوق مدرنيته" است) جنبه‌هاي اعتقادي و عواطف و احساسات ديني فردي در حد قابل توجهي وجود دارد.

آخرين نكته‌اي كه مايلم در اين بحث مطرح كنم نقش اقتدار و قدرت سياسي و تأثيري است كه ممكن است بر نگرش‌هاي ديني داشته باشد. اين بحث را با بهره‌گيري از يافته‌هاي سال 53 و سال 79 مطرح مي‌كنم.  در هر دو پيمايش سال 53 و 79 سؤالي با اين عنوان وجود داشته كه آينده را تا چه حد ديني مي‌بينيد؟ نكته بسيار جالبي كه وجود دارد اين است كه اگر اين پاسخ را به تفكيك سن نگاه كنيم در سال 53، 38 درصد  از كساني كه در گروه سني 15 تا 24 سال بوده‌اند آينده‌ را مذهبي‌تر ديده‌اند. اما براي كساني كه در گروه سني بالاتر بوده‌اند اين نسبت به 20 درصد  رسيده است. يعني جوانان در آن دوره نگاهشان به آينده اين بوده است كه جامعه ديني‌تر خواهد شد. اما سال 79 برعكس است. يعني در گروه سني 15 تا 24 سال، حدود 10 درصد  گفته‌اند كه در آينده جامعه ديني‌تر خواهد شد اما نسبت اين افراد در سنين بالاتر حدود 20 درصد هستند.

من مي‌خواهم اين تفاوت را به نوعي با مسأله اقتدار سياسي و دين و موضع جوانان نسبت به اين مسأله ارتباط دهم. گروه جوان و نوجوان هر جامعه معمولاً جزو قشر معترض به وضع موجود هستند، يعني معترض‌ترين اقشار نسبت به وضع موجود در هر جامعه‌اي و هر دوره‌اي جوانان هستند و گروه‌هاي سني بالاتر كم‌تر اعتراض دارند و راحت‌تر به وضع موجود رضايت مي‌دهند. موضعي كه اين گروه نسبت به اقتدار سياسي جامعه پيدا مي‌كنند، ممكن است ناشي از عملكردهاي آن مجموعه سياسي باشد. اما اين موضع مخالف به راحتي به نمادها و ارزش‌هايي كه آن مجموعه نمايندگي مي‌كند و ادعا مي‌كند كه نمايندگي آنها را برعهده دارد، تسري پيدا مي‌كند. شايد آن موج‌ گرايش به دين كه در سال 53 و دهه پنجاه به خصوص در ميان جوانان در جامعه ايران ظهور كرد و بعد هم تبعاتي داشت و به نوعي گسترده‌تر شد و به انقلاب سياسي و اجتماعي هم رسيد، آن گرايشي كه در ميان جوانان نسبت به ارزش‌هاي ديني در اين دوره مشاهده مي‌شد، يا اميدي كه به آينده داشتند، نوعي بازنماي نگرش خودشان نسبت به دين بود و در مخالفت با همه ارزش‌هايي كه آن اقتدار سياسي آن را نمايندگي و معرفي مي‌كرد. يعني در مواجهه با آن اقتدار سياسي به ارزش‌‌هايي روي آوردند كه به نوعي ديني بود. به همين دليل جوانان در آن دوره بيشتر از بزرگسالان آينده جامعه را ديني مي‌ديدند و شايد برداشت آنها حكايت نفس خودشان باشد.

اما سال 79 برعكس است، يعني در اين سال اقتدار سياسي نماينده ارزش‌هاي ديني است و اين مخالفت و چالشي كه بين حكومت و جوانان معترض به اقتدار سياسي ظاهر مي‌شود، به ارزش‌هايي كه اين اقتدار سياسي مدعي نمايندگي آن است تسري پيدا مي‌كند، به همين دليل در سال 79 جوانان، بسيار كمتر از سال 53 (تقليل پيدا كرده به حدود يك سوم و يك چهارم) و در حدود 10 درصد  آينده را ديني پيش‌بيني مي‌كنند، اما نگاه بزرگسالان به همان ترتيب گذشته است. در چالش‌ با اقتدار سياسي به نظر مي‌رسد كه بخش‌هايي از جوانان ما با ارزش‌هايي كه اقتدار سياسي آن را نمايندگي مي‌كند نيز به منازعه و چالش مي‌پردازند و آنها را زير سؤال مي‌برند. اما اينجا با پديده‌اي به نام دين مواجه هستيم كه بر اساس تحقيقات انجام شده صورت‌هاي حداقلي آن كه همان اعتقادات و عواطف باشد جزو نيازهايي است كه به راحتي نمي‌توان آنها را كنار گذاشت.  اما صورت‌هاي حداكثري آن را آسان‌تر مي‌توان انكار كرد.  نتيجه آن كه نقش اقتدار سياسي در گرايش نداشتن يا كم توجهي بعضي از جوانان به ارزش‌هاي ديني خود را چندان در باورها و عواطف ديني نشان نمي‌دهد زيرا آن را از مجاري و نهادهاي ديگري مثل خانواده مي‌گيرند. اما در مورد مناسك جمعي كه به خصوص امروزه به شدت رنگ و لعاب سياسي به خود گرفته، مي‌توان آن را مشاهده كرد. اين موضوع در مورد برخي از جنبه‌هاي پيامدهاي ديني هم خود را نشان مي‌دهد.  نتيجه نهايي اينكه اگر ما سكولار شدن را به معني سست شدن دين به طور كلي بدانيم و آن را به اعتقادات و عواطف ديني هم تسري بدهيم، يافته‌هاي موجود نشان مي‌دهد كه جامعه ايران اصلاً سكولار نيست و در جهت سكولار شدن هم به معني حذف باورها و اعتقادات ديني پيش نمي‌رود. اما اگر بحث را به خصوصي‌تر شدن دين باز گردانيم، احتمالاً يافته‌هاي موجود نشان  مي‌دهد كه گرايش جامعه به اين سمت است، يعني همين كاهش تقيد به عبادات جمعي را مي‌توان نشانه‌هايي دانست از سكولار شدن جامعه. البته اگر سكولار شدن را به معني فردي‌تر و خصوصي‌تر شدن دين بدانيم  و در صورتي كه فرض مذكور را بپذيريم مي‌توان گفت گرايش‌ها و زمينه هايي براي تقويت اين فرايند در جامعه ايران شكل گرفته است و رابطه دين با اقتدار سياسي هم اين گرايش‌ها را تشديد مي‌كند.

پي‌نوشت:

* مقاله فوق متن سخنراني ويراسته شده دكتر سيد حسين سراج‌زاده است كه در هفتمين گردهمايي علمي- كاربردي سالانه دفتر انتشارات كمك آموزشي وزارت آموزش‌وپرورش بيان كرده است.

1- نگاه كنيد به، برگر، پيترال (1380) افول سكولاريزم: دين خيزش‌گر و سياست‌ جهاني، افشار اميري، تهران: پنگان، و همچنين برگر، پيتر ال (1383) "برخلاف جريان: نقد نظريه سكولار شدن"، در سراج‌زاده، سيد حسين، چالش‌هاي دين و مدرنيته: مباحثي جامعه‌شناختي در دينداري و سكولار شدن، تهران: طرح نو ص 42- 57 .

2- دفتر طرح‌هاي ملي (1381) ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان، تهران: دفتر طرح‌هاي ملي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.

3- طالبان، محمدرضا (1382) افول دين و معنويت در ايران: توهم يا واقعيت، مجله حوزه و دانشگاه، سال نهم، شماره 35: 53-35 .

4- نگاه كنيد به، سراج‌زاده، سيد حسين (1383) "نگرش‌ها و رفتارهاي ديني نوجوانان تهراني و دلالت‌هاي آن براي نظريه سكولار شدن" در سراج‌زاده، سيدحسين، چالش‌هاي دين و مدرنيته: مباحثي جامعه‌شناختي در دينداري و سكولار شدن، تهران: طرح نو ص 164- 197.

5- نگاه كنيد به طالبان، محمدرضا (1377) سنجش دينداري و گرايش جوانان دانش‌آموز نسبت به نماز، تهران: اداره آموزش و پرورش منطقه 5 و طالبان، محمدرضا (1378) دينداري و بزهكاري در ميان جوانان، تهران: اداره آموزش و پرورش منطقه 5.

6- نگاه كنيد به سراج‌زاده، سيد حسين و فاطمه جواهري (1382) نگرش‌ها و رفتار دانشجويان، تهران: دفتر مديريت فرهنگي و برنامه‌ريزي اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري.

7- براي آگاهي از ابعاد دينداري در مدل گلاك و استارك، نگاه كنيد به سراج‌زاده، سيد حسين و مهناز توكلي (1380) بررسي تعريف عملياتي دينداري در پژوهش‌هاي اجتماعي، نامه پژوهش، سال پنجم، شماره 20 و 21 .

8- نگاه كنيد به اسدي، علي (1353).

نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
مناجات
تاريخ: 86/11/09 ساعت :16:47
خدایا دلهای سنگ آسا را بشکن ، تا شاید در شکستگی ها نشانی از تو بیابند .
خدایا دلهایمان را از جمله ی زمینیان بکن و به زمره ی آسمانیان پیوند بزن .
خدایا ما اگر بد کنیم تو را بندهای خوب بسیار است ، تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟
خدایا بی آب و نان هم گر بتوان رنده ماند بی عشق جانان نتوان ، ما را از این شراب ناب زندگی محروممان مکن .
خدایا به هر که میوه سنگین عشق می دهی شاخه ی وجودش را می شکنی ، تو خود مرهم شاخه های شکسته باش .
خدایا از چشیدن نامردی و کشیدن نامرادی گریزی نیست ف ابک هم نیست به شرط آنکه حسابش نزد تو محفوظ باشد و البته خوش حساب تر از تو کیست ؟
خدایا آنقدر بر پای طلب ، تاول نامردی نشسته که جز تو محبوبی را سرغ نگیرم و آنقدر بر قلب عاطفه خنجر جفا خورده که سر بر دامان دیگری نسپاریم .
خدایا اگر از عظمت حق الناس در نگاه تو در می یافتیم به یقین چنین بی محابا بر کشتگاه حقوق مردم نمی تاختیم نگاه خودت را در همین جهان عیان کن .
خدایا اگر نگاه لطف تو با ماست چه باک ، اگر همه ی خلایق از ما رو برگردانند و اگر نیست چه سود اگر همه ی خلایق رو به ما کنند .
خدایا در قیامت با چه رویی به چشمان تو نگاه کنیم که در مقابل عمری نعمت ، جز گناه و معصیت نیاورده ایم شرمساری آن روز از هر عذابی درد ناکتر است ، دستمان را بگیر .
خدایا اگر آنانکه به تو پشت کرده اند نگاه مهر آمیز نو را می دیدند ، بی شک از اشتیاق ، قالب تهی می کردند نگاه سر شار از لطفت را کماکان بدرقه ی راه شان قرار ده و میل به رجعت را در وجودشان تقویت کن .
خدایا فهم نعمت هایت اسباب شرمساریست و نفهمیدنش عین زیانکاری است و ما را در همه عمر جز این دو حال چه حالیست پس ما را مدام در کار شکر و استغفار قرار ده .
خدایا ما مدعیان دروغگوی انتظاریم حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم اما به اندازه ساده ترین دوستان مان هم گوش بزنگ آمدنش نیستیم ، الفبای انتظار را به ما بیاموز و لذت انتظار را بر ما بچشان...
نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
عقل و دل
تاريخ: 86/10/27 ساعت :18:20

بسم الرب الحسین

 

عقل و دل

 

روز قیامت بود .

همه ی فرشتگان در بارگاه خدای بزرگ حاضر شده بودند .

روز پر ابهت ، صفوف فرشتگان ،

دفتر اعمال و درجه ی بزرگان .

هر کس به پیش می آمد و در خصوص عدل الهی ارزش و قدر خود را می نمایاند

و به فرا خورشأن و ارزش خود در جایی دور یا نزدیک مستقر می شد .

مورچه آمد و از پشتکار خود گفت و در جایی نشست .

پرنده آمد از زیبایی خود گفت ، نغمه های دلنشین و سرود و در جایی مستقر شد .

غزال آمد از زیبایی چشم خود گفت . هر کس در شأن خود گفت و در مکانی مستقر شد .

آدم آمد ، حوا آمد و از گذشته های دور و دراز قصه گفتند ،

لذات اولیه را برشمردند و به خطای اولیه اعتراف کردند خدای را سجده نموده و در جای خود قرار گرفتند .

نوح آمد از داستان عجیب خود گفت ، از ایمان ، اراده ، استقامت و مبارزه به ظلم و فساد .

ابراهیم گفت که چگونه به بتکده شده و بتها را شکست ، موسی از هجرت قوم خود گفت ،عیسی از قربانی شدن خویش سخن راند و محمد از رسالت خطیرش .

آنگاه عقل آمد ، از درخشش آن چشم ها خیره شد ، از ابهت آن مغزها به خضوع در آمدند و همگان بر او سجده کردند ، عقل همچو خورشید تابان ، در وسط عالم بر کرسی اعلایی فرو نشست .

مدتی گذشت ، ندایی از جانب خدای ، عالی ترین پدیده خلقت را بشارت داد ، همه ساکت شدند ، ولوله ای افتاد ، نوری از جانب خدا تجلی کرد و دل همچو فرستاده خاص خدا بر زمین نازل شد .

همه او را سجده کردند جز عقل که ادعای برتری نمود .

عقل لز برتری خود سخن گفت . از گذشته های دور خبر داد و آینده مبهم را پیشبینی کرد و گفت که میلیون ها پدیده و اثر از خود بجای گذاشته و هیچکس را یارای برابری با او نیست .

یکباره رعد و برق د . زمین و آسمان به لرزه در آمدند ، ندایی از جانب خدا نازل شد و به عقل نهیب زد که ساکت شو . گفت که من تمام خلقت بخاطر او خلق کردم ، اگر دل را از جهان برگیرم زندگی و حیاط خاموش می شود و اگر عشق را از جهان بر دارم نظام ذرات وجود متلاشی می شود .

[ چگونه عشق حسن جاودانه می شد ؟

چگونه مظلومیت حسین نمایان می شد ؟

چگونه غریبی حسین عالم را به آتش می کشید ؟

چگونه از حسین به خدا می رسیدید ؟

چگونه چگونه چگونه و ....]

خدایا دلهای پر از عشق حسین رو نورانی و نورانی و نورانی فرما

خدایا زیارت کربلا را به همه ی آرزو مندها عطا بفرما

خدایا ما را در راه حسین زنده نگهدار و بمیران

خدایا ما را در کنار قبر آقا بمیران  

نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
سوره مبارکه بقره ( آیات 38الی 48)
تاريخ: 86/09/12 ساعت :13:11

                                  پناه می برم به خدا از شرّ شیطان رانده شده


                                            به نام خداوند بخشنده و مهربان


38  گفتیم : همه (آدم و حوّا و شیطان ) از بهشت فرود آئید تا آنگاه که از جانب من راهنمائی برای شما آید ، پس هر کس پیروی کند راهنمائی مرا ، هرگز (در دنیا و آخرت) بیمناک و اندوهگین نخواهد گشت .

39  و آنان که کافر شدند و تکذیب آیات ما کردند ، آنها البتّه اهل دوزخند و در آتش آن همیشه معذّب خواهند بود .

40  ای بنی اسرائیل ! به یاد آرید نعمتهائی که به شما عطا نمودم و به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم و از ( شکستن پیمان ) من بر حذر باشید .

41  و به قرانی که فرستادم ایمان آورید در حالتی که آن قرآن ، تورات شما را تصدیق می کند و اوّل کافر به آن قرآن نباشید و آیات مرا به بهای اندک مفروشید و از قهر من بپرهیزید .

42  و حق را به باطل مپوشانید تا حقیقت را پنهان سازید و حال آنکه به حقّانیت آن آگاهید .

43  و نماز بپا دارید و زکوِِة بدهید و با خدا پرستان حق را پرستش کنید .

44  چگونه شما که مردم را به نیکو کاری دستور می دهید خود را فراموش می کنید و حال آنکه کتاب خدا را می خوانید چرا در آن اندیشه و تعقّل نمی کنید ( تا گفتار نیک را به مقام کردار آرید ) .
 
45  و از خدا به صبر و نماز یاری جویید که نماز ( با حضور قلب ) امری بسیار بزرگ و دشوار است مگر برخداپرستان ( که مشتاق نمازند ) . 

46  آنان که می دانند که در پیشگاه خدا حاضر خواهند شد و باز گشتشان بسوی او خواد بود .

47  ای بنی اسرائیل ! یاد کنید از نعمتهائی که به شما عطا کردم و شما را بر عالمیان ( به نعمت کتاب و رسول ) برتری دادم .

48  و خذر کنید از روزی که در آن روز کسی بجای دیگری مجازات نبیند و هیچ شفاعت از کسی پذیرفته نشود و فدا و عوض قبول نکنند و هیچ یاری کننده  و فریاد رسی در آن روز نخواهد بود .

همانا راست گفت خداوند دانا و بزرگ

نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
نجوای شبانه
تاريخ: 86/09/07 ساعت :0:0

حرف انتظار...
ای که هزار هزار شمع در انتظار یک نگاه

 تو سوختند . شوری است عشق

تو و دلنشین غمی است به انتظار

قدم هایت زیستن . بدان که مصراع

زندگیم با قافیه تو پایان خواهد یافت

بیا که اگر تو بیائی تمامی شب های

یلدای غم ، سپیده صبح را مهمان همیشگی

دلم خواهد کرد... نمی دانم آیا

دل کوچکم تا ظهور تو در تکاپو است

یا تا غروب آرزوهایش چیزی نمانده... .

اما... غمگینم و می ترسم که دلم

 از جنب و جوش بیافتند و تو نیایی...

افسوس ، من و کلمات مجنونم شاید

 روز آمدنت را نبینیم ، به همه کسانی

 که آن روز تو را می بینند و دو سوی

 خیابان ها قلبهای سبزشان را به تو

 هدیه می دهند ، حسودیم می شود .

نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
سوره مبارکه بقره ( آیات 30 الی 37)
تاريخ: 86/09/02 ساعت :23:3

                            پناه می برم به خدا از شرّ شیطان رانده شده 


                            به نام خداوند بخشنده و مهربان


30  به یاد آر آنگاه که پروردگار تو به ملائکه فرمود : من در زمین ، خلیفه ای ( از بشر ) خواهم گماشت ، ملائکه گفتند : پروردگارا ! آیا کسانی خواهی گماشت  که در زمین فساد کنند و خونها ریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می کنیم خداوند فرمود : من چیزی ( از اسرار خلقت بشر ) می دانم که شما نمی دانید .


31  و خدای عالم همۀ اسماء را به آدم تعلیم داد آنگاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود : اگر شما در دعوی خود صادقید ، اسماء اینان را بیان کنید .


32  فرشتگان عرضه داشتند : ای خدای پاک و منزّه ! ما نمی دانیم جز آنچه تو خود به ما تعلیم فرمودی ، توئی دانا و حکیم .


33  خداوند فرمود : ا ی آدم ! ملائکه را به اسماء آگاه ساز ؛ پس چون آنان را آگاه ساخت ، خدا فرمود : ای فرشتگان ! اکنون دانستید که من بر غیب آسمانها و زمین دانا و بر آنچه آشکار و پنهان دارید آگاهم .


34  و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید ، همه سجده کردند  مگر شیطان که ابا و تکبّر ورزید و از فرقۀ کافران گردید .


35  و گفتیم : ای آدم ! تو با جفت خود در بهشت جای گزین ، و در آنجا از هر نعمت که بخواهید بی هیچ زحمت برخوردار شوید ولی به این درخت ( گندم یا سیب ) نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود .


36  پس شیطان ، آدم و حوّا را به لغزش افکند تا از آن مقام بیرون آیند ؛ پس گفتیم که : از بهشت فرود آئید  که برخی از شما برخی را دشمنید و شما را در زمین تا روز مرگ قرار و آرمگاه خواهد بود .


37  (قصّه آدم و حوّا و ملائکه را حکمای اسلام و دانشمندان بزرگ علم تفسیر با استفاده از مطاوی و اشارات اخبار اهل بیت عصمت و خاندان نبوّت علیهم السّلام چنین تفسیر کنند که مراد آدم نوعی و مقام شامخ انسانیّت است که خدا روح او را در مقام احسن تقویم ، مقام برتر از ملک آفریده  و فرشتگان و قوای عالم همه پیش آن روح الهی خاضع و مطیع شدند جز شیطان وهم و خیال پرست عالم طبیعت که سجده نکند و مزاحم سیر تکاملی او به جنّت شهود شود ) پس آدم از خدای خود کلماتی آموخت که موجب پذیرفتن توبه او گردید زیرا خدا مهربان و توبه پذیر است . 
                                

                      همانا راست گفت خداوند دانا و بزرگ

 

نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
سوره مبارکه بقره (آیه 25الی29)
تاريخ: 86/08/25 ساعت :11:53

            پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده         

                                        به نام خداوند بخشنده و مهربان
25  و مژده ده ( ای پیغمبر ) کسانی را که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند که جایگاه آنها باغهائی است که نهرها در آن جاری است و چون روزی دهند آنها را از میوه های گوناگون آن ، گویند: این مانند همان میوه هائی است که پیش از این (در دنیا) ما را نصیب بود و از نعمتهای مانند یکدیگر متلذذ شوند و آنها را در آن جایگاه ، جفتهای پاک و پاکیزه است و در آن بهشت جاوید خواهند زیست .


۲۶ و خدا را باک و ملاحظه از آن نیست که به پشه (کوچک) و چیزی بزرگتر از آن مثل زند پس آنهائی که به خدا ایمان آورده اند می دانند که آن مثل است و از جانب پروردگار آنهاست ، اما کسانی که کافر شدند می گویند خدا را از این مثل چه مقصود است ؟ گمراه می کند به آن مثل بسیاری را و هدایت می کند بسیاری را و گمراه نمی کند به آن مگر فاسقان را .


27  کسانی که می شکنند عهد خدا را پس از محکم بستنش ، و می گسلند آنچه خدا امر به پیوند آن کرده ، و فساد می کنند میان اهل زمین ، به حقیقت زیانکار ، آنها هستند .


28  چگونه کافر می شوید به خدا و حال آنکه مرده بودید و زنده کرد شما را و دیگر بار بمیراند و باز زنده کند و عاقبت بسوی او باز خواهید گشت .


29  او خدائی است که خلق کرد همه موجودات زمین را برای شما ، پس از آن نظر گماشت به خلقت آسمان و هفت آسمان را بر فراز یکدیگر بر افراشت و او به هر چیز دانا است . 
                                       

                                      « همانا بدرستی گفت خداوند دانا و بزرگ»

نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
سوره مبارکه بقره ( آیات 17 الی 24)
تاريخ: 86/08/21 ساعت :8:39

   پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده    

                      به نام خداوند بخشنده و مهربان
17 مثل ایشان مثل کسی است که آتش بیفروزد پس تا روشن کند  اطراف خود را ، خدا آن روشنی را ببرد و ایشان را در تاریکی رها کند که ( راه حق و طریق سعادت را ) هیچ نبینند.


18  آنها کر و گنگ و کورند و از ظلالت خود بر نمی گردند.


19  یا مثل آنان در گمراهی مثل کسانی است که بارانی تند بر آنها ببارد و در آن تاریکی و رعد و برق است ، آنان سر انگستان خود را از بیم مرگ در گوشهای خود نهند ( مبادا از شدت صدای صاعقه بمیرند ) ولی عذاب خدا کافران را فراگیرد ( و هیچ راه نجاتی نیابند ) .


20  نزدیک باشد که برق روشنی چشمهایشان ببرد ، هرگاه روشنی بینند در آن قدم بردارند و چون تاریک شود بایستند و اگر خدا خواست گوش آنها را کر و چشم آنان را کور می ساخت که خداوند  بر همه چیز قادر است .


21  ای مردم ! بپرستید خدائی را که آفریننده شما و پشتیبان شما است ، باشد که ( به طاعت و معرفت او ) پارسا و منزه شوید .


22  آن خدائی که برای شما زمین را گسترد و آسمان را بر افراشت و فرو بارید از آسمان آبی که بسبب آن بیرون آورد میوه های گوناگون برای روزی شما ، پس کسی را مثل و مانند او قرار ندهید در صورتی که می دانید خدا بی مانند است .


23  واگر شما را شکی است در قرآنی که ما بر بنده خود ( محمد «ص» ) فرستادیم ، پس بیاورید یک سوره مانند آن و گواهان خود را بخوانید ( از بزرگان و فصحا هر که را خواهید کمک طلبید ) بجز خدا اگر راست می گوئید ( که این کلام مخلوق است نه وحی خدا ) .


24  و اگر این کار را نکردید و هرگز نتوانید کرد پس (طعن به قرآن مزنید و ) بپرهیزید از آتشی که هیزمش مردم بدکار است و سنگهای خارا که فهر الهی برای کافران مهیا کرده است .

«همانا بدرستی گفت خداوند دانا و بزرگ»

نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
مباهله
تاريخ: 86/08/17 ساعت :8:26

به نام خدا

مباهله

ای حسین (سلام خدای تعالی بر تو باد)

تو خود درباره زندگی ات سخن بگو...

حرف((ی))در نام جانبخش تو ٬ خال عنبر و عطر ٬ در غنچه گلی خوشبو است و همچون مردمک چشم ٬ انسان را می خواند ٬ برای دیدن شکوه و جلال تو .

ای ((ی))!تو چه زیبا و گیرایی

من احساس می کنم که ((ی))در نام تو ٬ یکی از جلوهای شکوه و زیبایی توست٬ که تو را تصویر میکند.

من فریادش را می شنوم که میگوید :

نام تو آیا اسم تصغیر است که با عطر و عنبر خوشبو شده .

ای فرزند پاکان!

یا تو پاره و نیمی از پیکر برادرت امام حسن (ع)هستی و هماره با او همراه٬

ای حسرت آرزوهای مشتاقان ؟

یک روح در دو بدن ٬ ای حسن (سلام خدای تعالی بر تو باد) که تو مکمل برادرت در شوق و شعف هستی.

اما دریغ از رسالت...

حق و حقیقت٬ آن را روشن و درخشان کرده...

به هنگام غروب ٬ سرخ گون است.....

ولی ذات آن در کمال درخشش ٬ صفا و یکرنگی ٬ همچنان پا برجاست.

بین آن دو کمالی است که در یک سو آرامش و در سوی دیگر٬ رهایی

و آزادگی است.

و این چنین است امام حسن(ع) ٬ که با صداقت می درخشد.

و آن چنان است امام حسین(ع) که با رگهای خونین خود نور افشانی

می کند.

و در دو چشم : در یکی صداقت و صفا٬ و در دیگری شکوه و عظمت آمیخته به خون.

آن آرمان بخواب می رود و بیدار می شود.

و در عین بیداری ٬ آرامش است و مدارا.

و دریغ از مباهله

راستی کدامیک از شما در چشم دیگری با آرامش بیشتر به خواب می رفت.

تو در دیدگان جد بزرگوارت ؟         یا برادرت حسن (ع)که از تو بزگتر است؟

و دریغ از آن کساء

که در زیر خود ٬ آن دو جگر گوشه را که در آغوش پر مهر پدر و مادر ٬ همراه

 زمزمه های محبت آمیز گرد آورده بود ...

و در آن دم ٬ سروش غیب از بلندای آسمان در رسید٬

ای خاندان پیامبرـ ای اهل بیت٬ خدای بزرگ چنین خواسته تا شما را از هر پلیدی به دور دارد تا برای فرداها تکیه گاه انسان ٬ پناهگاه و رهبر او باشید.

و دریغ از حق

آرمان بزرگ او را می یابد. و پیامبر بزرگ به خاطر آن قیام می کند٬

و می گوید :

این امت من است. من به داشتن چنین امتی با سایر ملت ها

 مباهله می کنم.

و اما تو  ٬ ای حسین!

تو یک سوی مباهله ای...

و ما٬...همیشه می پرسیم.

آیا انقلاب در چشمان گیرای تو آتش گرفت ؟

و چشمانت را مجروح  و زخمی کرد؟

آیا انقلاب در چشمانت بخواب رفت؟

و در انتظار ساعتی از ساعتهای زندگی بود.

تا آن لحظه ای فرا رسد که فداکاری قهرمان های پاکباخته را به تپش آورد و

جامعه انسان ها بر روی زمین تحقق بخشد.

 

نوشته شده توسط مهدی رضایی | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo





Powered by WebGozar